مجتبى ملكى اصفهانى

363

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

ضدّ ضدّ در اصطلاح فلسفى و منطقى تنها در امور وجودى متصور است . در تعريف فلسفى و منطقى ، ضدّ ، عبارت از دو امر وجودى متغاير لازم است ولى اين دو امر وجودى هر دو عرض هستند . « 1 » در تعريف تضاد كه يكى از اقسام لحاظ دو عرض نسبت به يك موضوع است گفته‌اند : تضاد عبارت است از دو امر وجودى غير متضايف « 2 » كه با يكديگر مغايرت ذاتى داشته و در محل واحد ، زمان واحد ، و از جهت واحد قابل جمع شدن نيستند . ولى ضدّ در اصطلاح اصوليين اعم از معناى فلسفى و منطقى آن است و شامل امور عدمى نيز مىشود . اصوليين ، هر امر وجودى يا عدمى منافى و مغاير را ضدّ گويند ؛ با اين تفصيل كه معاند وجودى را « ضدّ خاص » و معاند عدمى را « ضدّ عام » گويند . در علم اصول بحثى مطرح است كه آيا امر به چيزى مستلزم

--> ( 1 ) هرگاه دو عرض نسبت به يك موضوع ملاحظه شوند شش صورت دارد : 1 - مثلين : دو عرضى كه از يك نوع باشند مانند شيرينى توت و شيرينى عسل . 2 - خلافين : دو عرضى كه از يك نوع بوده و تصور يكى به تصور ديگرى بستگى ندارد مثل سفيدى و شيرينى . 3 - ضدّين : در متن بيان شده . 4 - متضايفين : دو عرضى كه تصور يكى به تصور ديگرى بستگى دارد ، ولى از جهت واحد با يكديگر جمع نمىشوند ؛ مثل بالايى و پائينى . 5 - عدم و ملكه : به عنوان « عدم و ملكه » رجوع شود . 6 - نقيضين : به عنوان « تناقض » رجوع شود . ( 2 ) غير متضايف يعنى دو عرضى كه تصور يكى به تصور ديگرى بستگى ندارد مانند سفيدى و سياهى .